برف، عسل، ويولن سياه

برف سفيد است

من را ميپوشاند

سفيد پوشيده ام …

عسل تلخ است

تو شيريني

من بي بهره از چشيدن …

ويولن سياه روي طاقچه

سكوت

چه آهنگ زيبائي …

تئوري از كسي كه منصف است

واقعاً خيلي قشنگ گفتي كه “هر كسي يك اشكال دارد .

منم اتفاقاً خيالم راحت شد چون يكي از بزرگترين تناقضات ذهنيم در مورد نغمه برطرف شد

هركسي حداقل يك اشكالي داره؛من ، تو ، او ، ما ، … و بقيه ضميرها حتي شما دوست عزيز و حتي تو نغمه قبل از اينها عزيزتر

آره ! يادمه كه گفتم تو قديسه اي . هنوزم ميگم فقط يه چيزي از ذهن من و تو دور مونده بود اونم اين بود كه حتي امروز هم قديسه ها بعضي وقتا زيرآبي ميرن

قرون وسطي كه نيست ، بالاخره يه جائي طرف كم مياره حالا ميخواد سنت ماري باشه يا تو باشي يا من

مينيمال 1

كشش و ميل فراوون به كوتاه نوشتن بالاخره غالب شد. حالا تعداد پستها زياد ميشه و منم زود به زود خودم رو خالي ميكنم .

با اومدن “گوشه دنج تنهائي من” اينجا كمتر پيدام ميشه ولي ظاهراً

“هميشه چيزها اونطور كه ميبيني نيستند”