روزگاري در توهم اينكه عشقي وجود ندارد سر مي كردم . اينكه من عاشق نبودم ، نيستم و نمي توانم باشم روزگار را براي من چون خاكستر سست و بي نقش و نا اميد كننده كرده بود . خاكستر سرد ، سردي مي آورد ، سياهي مي آورد ، سبزي را مي خشكاند و بر خاكستر مينشاند .
هرگز از يادم نمي رود حسي را كه اولين بار در تلاقي نگاهت با نگاهم تجربه كردم . لحظه اي بود و گذشت . گذشتنش ويرانگر بود . من و تمام عقايدم را ، من و تمام روزگارم را ، من و خاكستر نشسته بر دلم را … همه را بر باد داد . احساس شرم و لذت با هم در دلم تنيده شد و آنچنان مرا لرزاند كه دنيايم لرزيد .
باورهايم فروريخت . عشق هست . من تا بحال نديده بودمش . عاشقيت بلدم . تا بحال نخواسته بودم . معشوق از كتابها بيرون آمده . من تا بحال قسمتم نبوده .
تو را ديدم ، تو مرا نديدي و نديده اي اما ميداني با من چه كردي ؟ فقط با خود ميگويم “خدايا اين تاوان است يا بشارت ؟ ميخواهم و كمتر ميابم ، فرار ميكنم و از پي ام ميايد”
اريش فروم خوب عاشق را توصيف كرده است . در جائي مي گويد : كسي كه عاشق باشد نمي تواند انسانها ، زندگي و آينده را دوست نداشته باشد . نمي تواند نا اميد باشد . نمي تواند به معشوق بگويد من تو را ديوانه وار دوست دارم و فقط تو را دوست دارم . اصولا ً عشق ورزيدن و دوست داشتن هنر است و نه اقبال . كسي كه هنرمند باشد ، دوست داشته مي شود.*
از آنروز عجيب ، زيبا و دهشتبار اين عايدي خوبي برايم باقي مانده . حالا تو را دوست دارم . خانواده ام را دوست دارم . دوستانم را دوست دارم و دشمنانم را نيز هم . درست است كه هر كدام را به گونه اي ؛ يكي را چون برادر ديگري را چون فرزند . براي يكي جان ميدهم و دلم براي ديگري ميسوزد و نگرانش ميشوم . و همه اين عشق را از تو دارم و خودت را ندارم .
تو را قديسه خواندم ، گفتي در اشتباهم . بايد اعتراف كنم گاهي به حرفت فكر ميكردم و اين فكر … باعث شرمندگيم ميشد و مي شود . اما تو هر چه باشي براي من قديسه اي حتي اگر براي من نباشي چه خودت و چه قديسه . و اين زيبا ترين تناقض زندگيم است.
توهم من نابود شد . زندگي زيباست . زندگي زيبا بود و من زيبائيش را نمي ديدم . اميد هست . آرزو دلگرمم مي كند و همه اينرا از تو دارم . حالا من هم عاشقم . حالا من هم داعيه عشق دارم . حالا هستم و زندگيم جريان دارد و توهمم ناپيداست . پس تو هنوز هم قديسه اي براي من .
آري … زندگي بي عشق برايم معني ندارد … زندگي بي عشق … نمي توانم .
دوستت دارم ها ديگر كوتاه نيستند . آنها براي من ابديند .
دوستت دارم از عمق توهمم تا ارتفاع آرزويم





