امروز به شدت سرت شلوغه . اين هيچ ربطي هم به نبودن رئيس نداره . بلكه شما تبديل شدي به مخ كلاس اصول حسابداري و بقيه هم تبديل شدن به خنگ ترين موجوداتي كه از تشخيص كوچكترين و ساده ترين ثبتها، محرومن. خوب اصولاً اينجور مواقع عزيز ميشي و همه ميان ازت سئوال ميپرسن و دور و برت هم شلوغ ميشه .
اين از اين . اما مهمتر از اين اينه كه هر 30 دقيقه يكبار، حداقل، با موبايلت رفتي بيرون و اينم نشونه خوبيه . يعني سرت شلوغه ، دوستت دارن ، تند تند حالت رو ميپرسن و … ولي كماكان مثل قبل از ديدن يك واقعيت محرومي .
منم همچين علاقه اي به باز كردن اين واقعيت و نشون دادنش بهت ندارم و ترجيح ميدم در همين جهل مركب بماني چون ميدونم به حال تو كه فرقي نمي كنه و اين بي اهميت بودنش هم من رو تحقير ميكنه پس بيخيال
پ.ن: به شدت شبيه دوستت گلناز يا گل ناز يا گ لناز يا گلن از يا … شدي و همونائي كه از بي ارزش بودنشون خنده ات ميگرفت حالا به افراد خوب و ارزشمند زندگيت تبديل شدن. خوبه خدا كنه همه ارتباطها به همين سادگي و سرعت، و با خراب كردن يه بدبخت كه برات زيادي اهميت قائل بود، تبديل به روابط خوب و سازنده و خندون شده . خوش باشي




